ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

84

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

در آن نواحى ، يعنى توابع بيهق ، قريه‌اى بود كه طرز نام داشت . رئيس باطنيان در اين قريه مردى بود موسوم به حسن بن سمين . . بدين ترتيب ، او به سوى هر ناحيه‌اى كه در دست باطنيان بود جمعى از لشكريان را فرستاد و دستور داد كه به هر يك از اسماعيليان

--> [ ( ) ] رفتارى فرو گذار نكردند . از جانب ديگر ، عميد نيز كه با ملاحده سوء معاملت داشت و در قتل آنان زياده‌روى مىكرد ، همين كه سودى از وجود تركان نبرد و تحمل رفتار نابهنجار آنان را بر خود ناهموار يافت تركان را از خود دور ساخت و به ملاحده پناه برد . ازين رو ، ناحيهء طريثيث از حيث ظاهر و باطن تركان پاك شد و قلاع و ضياع و املاك آنجا كاملا تحت تصرف و اختيار عميد در آمد . وى مردى فقيه و مناظر و نيك اعتقاد و شافعى مذهب بود ، مع ذلك ضرورت وقت ايجاب كرد كه خويش را تحت الحماية ملاحده قرار دهد . چون مرگ ، وى را فرا رسيد ، مردى شافعى را وصيت كرد كه در تغسيل وى اقدام كند . و نيز به پسرش علاء الدين محمود سفارش اكيد كرد كه در اظهار دعوت وى و احياء معالم سنن اسلامى سعى و كوشش ورزد . پسر نيز در 545 وصيت پدر را اجرا كرد و مردم را به پوشيدن جامهء سياه و اداى خطبه در جامع طريثيث فرمان داد . اما عمو و اقرباى وى با او مخالفت ورزيده ، منبر را بشكستند و خطيب را بكشتند . محمود نامه‌اى به نيشابوريان فرستاد و از آنان مدد طلبيد . ولى جواب مساعد از احدى نشنيد . علاء الدين محمود ، خود طريثيث را ترك گفته به نيشابور رفت . ملاحده نيز ميدان را خالى يافته ، بر طريثيث دستى قوى يافتند . و تا اين زمان ( يعنى زمان ياقوت حموى ، صاحب معجم البلدان - اول قرن هفتم هجرى ) آنجا تحت سلطه و اقتدار ملاحده باقى است . ( لغتنامهء دهخدا )